امروز که داشتم صبحونه می خوردم یهو یادِ وبلاگمون افتادم،رفتم سرچ کردم ببینم هنوز اثری از آثارش هست یا نه، که فقط همین یه صفحه رو پیدا کردم :( وقتی همون چندتا پست رو خوندم انقدر دلم گرفت.. این روزا همش برمی گردم به گذشته ی خودم، همش دلم برای خودِ اون موقع هام تنگ میشه. من خود ِ الانم رو دوست ندارم..
+پرک جانم ببخشید من جسارت کردم زودتر از تو نوشتم،آخه شما بزرگ ِ مایی :دی
+شروع ِ دوباره ..
برچسب:
نویسنده: آروین محمدی